شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام

shahadat-imamjavad1433-01

    نهمین پیشوای مسلمانان جهان و نهمین جانشین رسول خدا حضرت امام محمد تقی جواد الائمه علیهما السلام در سال 195 هجری در شهر مدينه منوره دیده به جهان گشود. نام مبارکشان محمد و القابشان قانع، مرتضي، نجيب، منتخب، متقي، متوكل، مرضی، المختار، عالم  بوده است.

   پدر بزرگوارشان امام رضا علیه السلام و مادر گرامي شان خيزران سلام الله علیها بود. امام محمد تقی علیه السلام هنگام شهادت پدر بزرگوارشان امام رضا علیه السلام  8 ساله بودند. 
   پس از شهادت جانگداز حضرت رضا عليه السلام در اواخر ماه صفر سال 203ه مقام امامت به امر خدای متعال به فرزند ارجمندش حضرت جواد الائمه علیه السلام انتقال يافت.

   مأمون خليفه عباسی که همچون ساير خلفای غاصب بنی عباس از پيشرفت معنوی و نفوذ باطنی امامان معصوم علیهم السلام و گسترش فضايل آنها در بين مردم هراس داشت، سعی کرد حضرت ابن الرضا را تحت مراقبت خاص خويش قرار دهد. "از اينجا بود که مأمون نخستين کاری که کرد، دختر خويش ام الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد علیه السلام درآورد، تا مراقبی دايمی و از درون خانه، بر امام گمارده باشد.

   رنجهای دايمی که امام جواد علیه السلام از ناحيه اين مأمور خانگی برده است، در تاريخ معروف است". از روشهايی که مأمون در مورد حضرت رضا علیه السلام به کار مي بست، تشکيل مجالس بحث و مناظره بود.

   مأمون و بعد معتصم عباسی مي خواستند از اين راه - به گمان باطل خود - امام علیه السلام را در تنگنا قرار دهند. در مورد فرزندش حضرت جواد  علیه السلام نيز چنين روشی را به کار بستند. به خصوص که در آغاز امامت هنوز سنی از عمر جوادالائمه علیه السلام نگذشته بود. مأمون نمي دانست که مقام ولايت و امامت که موهبتی است الهی، بستگی به کمی و زيادی سالهای عمر ندارد.

   باری، حضرت جواد علیه السلام با عمر کوتاه خود که همچون نوگل بهاران زودگذر بود، و در دوره ای که فرقه های مختلف اسلامی و غير اسلامی در ميدان رشد و نمو يافته بودند و دانشمندان بزرگی در اين دوران، زندگی مي کردند و علوم و فنون ساير ملتها پيشرفت نموده و کتابهای زيادی به زبان عربی ترجمه و در دسترس قرار گرفته بود، با کمی سن وارد بحثهای علمی گرديد و با سرمايه خدايی امامت که از سرچشمه ولايت مطلقه و الهام ربانی مايه گرفته بود، احکام اسلامی را مانند پدران و اجداد بزرگوارش گسترش داد و به تعليم و ارشاد پرداخت و به مسائل بسياری پاسخ گفت.

   نهمین پیشوای مسلمانان جهان امام جواد  علیه السلام در مدت 17سال دوران امامت به نشر و تعليم حقايق اسلام پرداخت، و شاگردان و اصحاب برجسته ای داشت که: هر يک خود قله ای بودند از قله های فرهنگ و معارف اسلامی مانند: ابن ابی عُمَير بغدادی، ابوجعفر محمد بن سَنان زاهری، احمد بن ابی نَصر بزنطی کوفی، ابوتمام حبيب اوس طائی - شاعر شيعی مشهور - ابوالحسن علی بن مهزيار اهوازی و فضل بن شاذان نيشابوری که در قرن سوم هجری مي زيسته اند. اينان نيز (همچنانکه امام بزرگوارشان هميشه تحت نظر بود) هر کدام به گونه ای مورد تعقيب و گرفتاری بودند.

شهادت حضرت جواد الائمه علیه السلام

  اين نوگل باغ ولايت و عصمت گرچه کوتاه عمر بود ولی رنگ و بويش مشام جانها را بهره مند ساخت. آثار فکری و رواياتی  که از آن حضرت نقل شده و مسائلی را که آن امام پاسخ گفته و کلماتی  که از آن حضرت بر جای مانده، تا ابد زينت بخش صفحات تاريخ اسلام است. دوران عمر آن امام بزرگوار 25سال و دوره امامتش 17سال بوده است. معتصم عباسی از حضرت جواد علیه السلام دعوت کرد که از مدينه به بغداد بيايد.

   امام جواد در ماه محرم سال 220هجری به بغداد وارد شد. معتصم که عموی ام الفضل زوجه حضرت جواد علیه السلام بود، با جعفر پسر مأمون و ام الفضل بر قتل آن حضرت همداستان شدند. اين انديشه شوم بود که مبادا خلافت از بنی عباس به علويان منتقل شود. از اين جهت، درصدد تحريک ام الفضل برآمدند و به وی گفتند تو دختر و برادرزاده خليفه هستی، و احترامت از هر جهت لازم است و شوهر تو محمد بن علی الجواد، مادر علی هادی فرزند خود را بر تو رجحان مي نهد.

   اين دو تن آنقدر وسوسه کردند تا ام الفضل - چنان که روش زنان نازاست - تحت تأثير حسادت قرار گرفت و در باطن از شوهر بزرگوار جوانش آزرده خاطر شد و به تحريک و تلقين معتصم و جعفر برادرش، تسليم گرديد. آنگاه اين دو فرد جنايتکار سمی کشنده در انگور وارد کردند و به خانه امام فرستاده تا سياه روی  دو جهان، ام الفضل، آنها را به شوهرش بخوراند.

   ام الفضل طبق انگور را در برابر امام جواد علیه السلام گذاشت، و از انگورها تعريف و توصيف کرد و حضرت جواد علیه السلام را به خوردن انگور وادار و در اين امر اصرار کرد.

   امام جواد  علیه السلام مقداری از آن انگور را تناول فرمود. چيزی  نگذشت آثار سم را در وجود خود احساس فرمود و درد و رنج شديدی بر آن حضرت عارض گشت. ام الفضل سيه کار با ديدن آن حالت دردناک در شوهر جوان، پشيمان و گريان شد، اما پشيمانی  سودی نداشت.

   حضرت جواد علیه السلام فرمود: چرا گريه مي کنی؟ اکنون که مرا کشتی گريه تو سودی ندارد. بدان که خدای متعال در اين چند روزه دنيا تو را به دردی مبتلا کند و به روزگاری بيفتی  که نتوانی از آن نجات بيابی.

   امام رضا علیه السلام پس از تولد امام جواد علیه السلام فرمودند: فرزندم به ناحق به شهادت می‌رسد. اهل آسمان برای او می گریند و خدای متعال بر دشمن او و کسی که بر او ستم روا داشته است، خشم می گیرد و طولی نمی کشد که او را به عذاب دردناکی مبتلا می‌کند.

                          شبکه جهانی امام حسین علیه السلام